Lilypie Angel and Memorial tickers Lilypie First Birthday tickers ادامه روزانه 149 - خاطرات روزانه یلدا و یاشار
X
تبلیغات
رایتل

خاطرات روزانه یلدا و یاشار

ماجراهای زندگی یلدا و یاشار

ادامه روزانه 149

دیشب خیلی دیر خوابیده بودم به خاطر همین صبح تا ساعت 10 خواب بودم . یاشار هم باید می رفت سر کار دیر بیدارش کردم و وقتی اون رفت اومدم سر وقت اینترنت . به زور یه نسکافه و بیسکوییت هم خوردم به عنوان صبحانه ... بعد از اون یکمی رفتم سر وقت پازل و دورشو درست کردم . بدی پازلش اینه که هر قطعه می تونه به چند جا بخوره و خیلی باید دقت کنی تا جای درستشو پیدا کنی !!!  

سارا هم دیشب رفت و زنگ زدم به برادرم که هم از سارا خبر بگیرم هم بگم از تنهاست بیاد پیش ما با یاشار بازی کنن... اونم گفت که میاد . بعدش از اونجایی که چند روز بود می خواستم خونه رو حسابی تمیز کنم برای خودم موزیک گذاشتم شروع کردم به تمیز کردن خونه . از جا به جا کردن لباس ها تا یه جاروی اساسی و بخار شور و شستن توالت و ... همه جا رو حسابی تمیز کردم و گرد گیری کردم . بعدش هم رفتم دوش گرفتم و وقتی اومدم بیرون یاشار زنگ زد که ما نزدیکیم و داریم میایم .  

وقتی اومدن براشون میلک شیک کاکائویی درست کردم و بعدش هم بساط بازیشونو راه انداختن و منم دوباره رفتم سر وقت پازل .  

الانم می خوام برم شام رو کم کم حاضر کنم . می خوام یه چیز من در آوردی با قارچ و ژامبون و زیتون و فلفل سبز و شاید گوجه و پنیر پیتزا درست کنم .  

از اینکه خونه تمیزه خیلی حس خوبی دارم !!! اما می دونم یکی دو روز بیشتر دووم نداره !!! 

+ نوشته شده در  سه‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1391ساعت 19:42  توسط یلدا  |  2 نظر