Lilypie Angel and Memorial tickers Lilypie First Birthday tickers سفرنامه کیش - مرداد 92 - قسمت سوم - خاطرات روزانه یلدا و یاشار
X
تبلیغات
رایتل

خاطرات روزانه یلدا و یاشار

ماجراهای زندگی یلدا و یاشار

سفرنامه کیش - مرداد 92 - قسمت سوم

روز اول سفر به پایان رسید و ما برگشتیم هتل و روی تخت نرم و بالشهای نرمش یه خواب خوب کردیم !!!

صبح ساعت را گذاشتیم 7:30 که زود بیدار شیم و بریم صبحانه هتل که تعریفشو شنیده بودیم بخوریم . توی آسانسور هتل هم یه اطلاعیه گذاشته بودند که اگر می خواهید در فضای آرام و دنج صبحانه بخورید از 7 تا 8:30 بیاین وگرنه شلوغ می شه ... کلا وقت صبحانه تا ساعت 10 بود .

خلاصه که راه افتادیم به سمت رستوران شمبلیر که محل صبحانه و ناهار بود . صبحانه اش نسبتا مفصل بود اما باز هم به پای هتل دبی نمی رسید ... همه چیز داشت سوسیس ، تخم مرغ پخته ، نیمرو ، املت ، سیب زمینی و قارچ ، عدسی ، لوبیا قسمت گرمش بود و ژامبون مرغ و گوشت ، انواع پنیر شامل پنیر خامه ای ، معمولی و پنیر سه گوش گلپایگان ، عسل ، مربا ، کره ، حلواشکری ، چند نوع نان که شامل بربری فانتزی ، باگت و نان لواش داغ و تازه بود و کیک برش زده که روز آخر تبدیل به شیرینی کشمشی تازه شده بود ، بعد هم انواع نوشیدنی شامل چای ، آب جوش ، نسکافه ، شیر گرم و سرد ، سن ایچ پرتقال و آلبالو و جالب ترین قسمتش املت مخصوص بود که انتهای سالن یه آقای جوانی با دو تا تابه ی کوچولو بود و چیزهایی که دوست داشتی انتخاب می کردی و برات همون موقع املت درست می کرد . در کل صبحانه ی خوبی بود اما گردو نداشت ، انواع کمپوت و ماست میوه ای نداشت که اینها را هتل دوبی داشت .

بعد از خوردن صبحانه یکم قدم زدیم و بعد رفتیم توی اتاق دکمه ی مروط به نظافت را زدیم ( 2 تا دکمه ی لمسی داشت که یکیش مزاحم نشوید و یکی دیگه نظافت بود البته به انگلیسی نوشته شده بود و اینش از هتل دوبی بهتر بود چون اونجا باید یه کاغذهایی دم در می ذاشتیم ) و بعد با سرویس هتل رفتیم پردیس 2 . اینقدر که کیش خلوت بود و مراکز خریدش خلوت تر حتی نمی تونستی بری توی مغازه ها و درست و حسابی نگاه کنی چون همش یکی از فروشنده ها دنبالت راه میافتاد و به زود لباس ها رو نشونت می داد و هی تعریف می کرد ، منم کلا از اینجور کارا بدم میاد و بیشتر اعصابم خورد می شه ، دیگه با یاشار تصمیم گرفته بودیم هر جا خلوت بود نریم تو !!! پردیس 1 و 2 رو دیدیم و بعد تصمیم گرفتیم بریم رستوران عمو اکبر که تعریف غذاهای دریاییش را شنیده بود . نقشه رو نگاه کردیم و دیدیم همون نزدیکیهاست و اشتباهی که کردیم این بود که پیاده دنبالش گشتیم و واقعا خیس خالی شدیم . وقتی وارد شدیم با یک رستوران خیلی ساده و به سبک قدیم مواجه شدیم که نسبتا کوچیک بود و بوی ماهی تو کلش پخش بود . من خیلی بدم نیومد اما یاشار اصلا خوشش نیومده بود . دو پرس ماهی کبابی سفارش دادیم و تندی خوردیم . باز هم به نظر من خوب بود اما یاشار خیلی دوستش نداشت . حدود 45 هزار تومان پول غذاهامون شد و بعد از دم در رستوران یک تاکسی سوار شدیم به سمت هتل . در واقع این اولین بار بود که توی کیش سوار تاکسی می شدیم و نمی دونستیم چقدر می شه . تا هتل راه خیلی کمی بود و 3000 تومان پول تاکسی شد .

چون مبلغش کم بود تصمیم گرفتیم بعد از ظهر خودمون تاکسی بگیریم و بریم مرکز تجاری که اونم خیلی نزدیک هتل بود . کلا مراکز خرید در کیش نزدیک هم هستند .

بعد از ناهار رفتیم هتل و خوابیدیم ، کلا خواب توی کیش خیلی بهم می چسبید ، بدون نگرانی می خوابیدم و نگران دیر شدن چیزی نبودم و وقت بیدار می شدم یه منظره ی قشنگ از دریا و باغ جلوم بود .

ساعت حدودای 5 بود که رفتیم به سمت مرکز تجاری یه گشتی زدیم و تنها مشکل ماه رمضان توی کیش این بود که همه ی کافی شاپ ها و رستوران های  مراکز خرید تعطل بودند و حتی آب هم نبود که بخری ازشون . ساعت حدودای 8 بود که برگشتیم هتل و تو فکر این بودیم که کجا شام بخوریم . یه عالمه صبحانه خورده بودیم و بعدش همکلی ناهار و حالا می خواستیم بریم یه جای خوب شام هم بخوریم و در واقع اصل سفر به نیت شنبه 12 ام بود و می خواستیم حسابی خوش بگذرونیم و جشن بگیریم .

سوار تاکسی شدیم که بریم یه جا شام بخوریم از همون راننده سوال کردیم کجا فست فود خوب هست که گفت بهترین فست فودمون رویال استار هست و ما هم گفتیم ما رو ببر همون جا .

وقتی رسیدیم یک ساختمان بلند بود که گفتند با آسانسور به طبقه سوم برید و همون جا است .

رفتیم بالا و از دیدن یه همچین رستورانی کلی هیجان زده شدیم .

ورودی رستوران رویال استار کیش


وارد که شدیم همه چیز رنگ های ملایم صورتی و آبی و سبز و سفید و بنفش داشت ، همه ی پرده ها ، میز و صندلی ها و لوستر ها ...

همه ی کارکنان لباس های یکدست و خیلی قشنگی پوشیده بودند و همه چیز رویایی بود .

رستوران رویال استار


همه چیز خیلی مرتب و منظم بود . یکی از کارکنان برامون 2 تا منو که به صورت دفترچه بود آورد ، قیمت ها نه خیلی بالا بود و نه خیلی پایین . ما دو تا پیتزای مختلف سفارش دادیم ، قیمت هر کدوم 21000 تومان بود .

روی میزها دستمال های رنگی بود و ظرف های چینی سفید و جام های شیشه ای ...

روی هر میز زنگ های مخصوصی وجود داشت که 2 دکمه یکی مخصوص آوردن صورتحساب و یکی مخصوص صدا کردن گارسون ها و سفارش غذا بود .

وقتی انتخاب کردیم زنگ را به صدا در آوردیم و یک آقایی با لباس مرتب سفارش را گرفت و مثل خیلی از رستوران های تهران در یک سیستم کوچک کامپیوتری که دستش بود ثبت کرد و دور دستشون هم پیجر بسته بودند که هر کدوم از مشتری ها کار داشت متوجه بشند .

غذامون را نسبتا زود آوردند و نحوه ی آوردن غذا سر میز هم بسیار مرتب و زیبا بود و کاملا اصول رستوران و هتل داری را رعایت می کردند .

پیتزاها واقعا عالی و خوشمزه بودند ... البته ما اینقدر سیر بودیم که نصف پیتزاها زیاد اومدند . خلاصه که با شکم هایی پر از غذا برگشتیم هتل و روز دوم هم به پایان رسید


حالا عکس کارکنان و غذاهاشم براتون می زارم البته از فیس بوک خودشون برداشتم ها !!!


پاستای آلفردو

سالاد رویال استار

سوپ بروکلی


غذاها دقیقا در همین ظرف ها و به همین شکل سرو می شن !!!


ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1392ساعت 11:24  توسط یلدا  |  4 نظر